شیطنتهای آوا خانم
امان از دست شیطونیهای تو خانم کوچولو ! روز به روز به تعداد شیطونیهات اضافه میشه و هر روز یک کار خطرناک جدید یاد می گیری!!!!

از رو مبل بالا رفتن رو که مدتی هست بلد بودی از دو روز پیش یاد گرفتی می ری بالای مبل و سعی می کنی لاله های شمعدونارو ورداری و یا روی دسته مبل سر پا بایستی!

نرده جلوی تختت رو در آوردم . برای خودت با هزار زور و بلا از تخت میری بالا و هی بپر بپر می کنی !!

وقتی من یا پدر داریم با کامپیوتر کار می کنیم یواشکی میای دکمشو می زنی و خاموشش می کنی!!!

دکوری خوشگلی رو که من و پدر از اولین سفر دوتاییمون به همدان از لاله جین خریده بودیم از رو میز توالت برداشتی و شکوندی!!!!

هر چند تا کتاب داستانی رو که برات گذاشته بودم تا با هم بخونیم پاره کردی و یه وقتایی دور از چشم من یه تیکشو می کنی تو دهنت!!!!!

دیروز دیدم رفتی در کمد عروسکاتو باز کردی، همشونو ریختی بیرون و هی داری سعی میکنی شیشه توی کمدو که عروسکا روش میمونه بیاری بیرون!!!!!!

آخ که چقدر تو روز به روز داری شیطونتر میشی و من و پدر روز به روز داریم بیشتر عاشقت میشیم.


شیطنتهای آوا خانم
